بـیــا


ایـن هــوا، هـوای خوبـی اسـت


بـرای دلــتـنـگ بـودن ...


مـن بـغـض هایـم را


بـا روح زخمـیـم می آورم ،


تـو آغـوشـت را، بـا بـوسـه هایـت ...


بـگـذار دسـت کشیـدن از تــو


هـمچنـان غیـر مـمکـن بـاشـد!


بـیــــــــا ...

♥ پنجشنبه دهم مهر 1393 ساعت 18:5 توسط sajad

این من هستم که وفادار مانده ام ، این تو هستی که تنها بی وفایی از تو به جا مانده.


این من هستم که آخرش سوختم ، این تو هستی که رفته ای ..


و من با چشمهای خیس به آن دور دستها چشم دوخته ام


و هیچ چیز نیست که از دیدنش خنده ای بر لبهایم آشکار شود..

♥ سه شنبه هشتم مهر 1393 ساعت 11:15 توسط sajad

برايت، "آغوش" نذر كرده ام.

 

بيايي


تو را مي بوسم


نيايي

 

عزرائيل را !

♥ شنبه پنجم مهر 1393 ساعت 16:53 توسط sajad

فصل عوض میشود،


جای آلو را خرمالو میگیرد،


جای دلتنگی را، دلتنگی.....

 

♥ سه شنبه یکم مهر 1393 ساعت 18:55 توسط sajad

یه نفر باید باشه یکی که ....


.
اونقدر بخوادت اونقدر دیوونه ت باشه


و


به روی خودش نیاره!


اونقدر منتظر فرصت باشه


بهت بگه چقدر دوستت دار
ه اونقدر که 

وقتی موقعیتش جور شد


وقتی همه چیز مساعد شد 


وقتی خجالتش ریخت


وقتی فهمید دلت به دلش راه داره . . . 


بی مقدمه بغلت کنه 


بزنه زیر گریه با تموم وجودش فشارت بده و بهت بگه :
.
.
.
.
"خیلی نامردی که باعث شدی اینقدر بخوامت خیلی ....."


یه نفر باید باشه . . . !

♥ چهارشنبه بیست و ششم شهریور 1393 ساعت 19:40 توسط sajad

آقای جناب ... !


گهگاهی


زن قصه ات را


بانویِ من


صدا کن !


گاهی با عجله


اسمت را که میگوید


آرام بگو


جانم ؟


بعد می بینی چه با شرم می گوید


جانت بی بلا باد


گاهی بی هیچ دلیلی برایش


شکلات بخر


کنارش بنشین و تماشا کن


بانویی را که ذوق می کند


از همان شکلاتی که باور کن


شیرینش بیشتر بخاطرِ


دستانِ توست


آقای جناب ... !


بیا یک رازِ زنانه را برایت فاش کنم :


دخترها بیشتر از هرچیز


سادگی را دوست دارند


یک سادگی پر از


شوق هایِ کوچک و رنگی


همین ... !

 

♥ سه شنبه چهارم شهریور 1393 ساعت 20:6 توسط sajad

وقتــــــی کسی


به خاطر چیزهای کوچیک


از دستت عصبانی می شه


و کـــلا روت حســــاسه


بدون خیــــــــلی دوستت داره ...

 

به جای ناراحت بودن از دستش


بایـــــد قدرش رو بدونی


و درکــــــش کنی


نـــه طردش کنی ...

 

عشق باشید ...

♥ شنبه یکم شهریور 1393 ساعت 11:50 توسط sajad

من بلد نیستم دوستت نداشته باشم


بلد نیستم حرف دلم را نگویم


حتی بلد نیستم نگویم می خواهمت وقتی می خواهمت


بلد نیستم نخندم وقتی باتوم


حتی اخم کنم وقتی ناراحتم

 

من هیچ کارمهمی رابلد نیستم جزدوست داشتن تو

 

♥ شنبه یکم شهریور 1393 ساعت 11:40 توسط sajad

"عزیز بودن" جرم نیست. . . ، 



امتیازیست که "تو" در قلب من داری. . . ، 



و "خیلی ها" ندارند. . . !!!..

♥ چهارشنبه بیست و نهم مرداد 1393 ساعت 11:44 توسط sajad

به اندازه همه خداحافظی های بی سلام

به قدر تمام نامه های بی جواب

به اندازه ایستادن های بی شمار

و همه ی بودن های نا تمام

و اقعا

راست گفته اند

ایستادگی تنهایی می آورد

 

♥ شنبه بیست و پنجم مرداد 1393 ساعت 18:34 توسط sajad

دوستان نظر شما راجب به من چیه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

♥ چهارشنبه بیست و دوم مرداد 1393 ساعت 20:40 توسط sajad

هوا خوب یا بد....

 

فرقی نمی کند.....

 

به هوای تو نفس میکشم هنوز.....

♥ شنبه هجدهم مرداد 1393 ساعت 17:57 توسط sajad

فـــرقـــی نـمــیکــنـــد تـــو دل ببـــــــری یــــا مــــن دل ببـــــــــــازم ...


اگـــر حـــکــــم ، حـــکــــم د ل نـبـــاشـــد


دیـــر یــــا زود ,


یــــک نـــفــــر خــــواهـــــد بریـــــــــــــــد !

 

♥ پنجشنبه شانزدهم مرداد 1393 ساعت 18:24 توسط sajad

بزرگترين هديه ايي که ميتوان به کسي داد ؛


زمان است !


هنگاميکه براي يک نفر وقت ميذاري ،


قسمتي از زندگيت را به او دادي ....


که باز پس نميگيري !

♥ پنجشنبه شانزدهم مرداد 1393 ساعت 17:44 توسط sajad

به خدا گفتم:خدا جون تو که ميدونستى تنهام ميذاره

 

 

چرا اجازه دادى وارد زندگيم بشه

 

گفت:اونطور که اون لاشى گفت عاشقته


منم باور کردم!!

 

♥ پنجشنبه نهم مرداد 1393 ساعت 19:52 توسط sajad

گاهی صدایش مــیکنی...


گاهی صـدایـت مــیکنند...


گاهی برای تـــــرک تـــو...


واهی روایت میکـــنــنــد...

 

گاهی نگاهش میکنــی...


گاهی نگاهت مــیــکنند...


گاهی برای تـــــرک تـــو...


راهی راهت میکــنــنـــد...

 

گاهی فراموش میشوی...


گاهی فراموش میشوند...


گاهی برای تـــــرک تـــو...


غرق در آغوش میشـوند...

 

این بهار آمد و رفت...


کی بهار می آید؟؟؟؟

 

♥ دوشنبه ششم مرداد 1393 ساعت 10:4 توسط sajad

گفت تا " ابد " تنهایت نمیگذارم 

 

اما چه زود " عفو " خورد

♥ دوشنبه ششم مرداد 1393 ساعت 9:48 توسط sajad

خدایا ، تو ارزانی دیگران ...

 

اما آنکه دنیای من است را مال دیگران نکن !

♥ دوشنبه ششم مرداد 1393 ساعت 9:46 توسط sajad

خیلی سخته

اون رو نداشتن

و از اون نوشتن

♥ چهارشنبه یکم مرداد 1393 ساعت 12:17 توسط sajad

مثـل ِ این صدا خفـــه کن ها میمونه که میـذارن سر هفت تیـــــــــر ! 


خیانت رو میگم …


بی صــــدا می کشتت.

♥ چهارشنبه یکم مرداد 1393 ساعت 12:11 توسط sajad

انتظار سخت است٬ فراموش کردن هم سخت است.....

 

اما اینکه ندانی باید انتظار بکشی یا فراموش کنی٬ از همه سخت تر است.....

 

♥ چهارشنبه یکم مرداد 1393 ساعت 9:47 توسط sajad

شادی اگر تقسیم شود ، دو برابر میشود !

 

غم اگر تقسیم شود ، نصف میشود !

 

دلیل آنکه نمب خندید، آن نیست که پیر شده اید .

 

شما پیر می شوید چون نمی خندید

♥ سه شنبه سی و یکم تیر 1393 ساعت 12:19 توسط sajad

قطعا روزی صدایم را خواهی شنید ...

 

روزی که نه صدا اهمیت دارد ،

 

ونه روز !

♥ سه شنبه سی و یکم تیر 1393 ساعت 9:50 توسط sajad

رفتنت شور و نشاط شعرهایم را گرفت


بی تو در دل دردهای بیکرانی پا گرفت


قبل تو در دلهایمان شادمانی بود و بس


رفتی و در کنج قلبم کوهی از غم جا گرفت


سال یخبندان دل را پیشرو دارم باز


جای هرم پر مهر تو را سرما گرفت


در سرای عشق اری اه سردم را ببین


عالم ناسوت تا لاهوت در بالا گرفت


گرچه پیدایت نکردم...گرچه پنهانی ولی...


طبق عادت دل سراغت را ز رویاها گرفت

♥ دوشنبه سی ام تیر 1393 ساعت 9:33 توسط sajad

تـــــو مـــــرا نـادیــــده بـگـیــــر . . . 

و مــــــــن 

بـدنـــم روز بـــه روز کـبـــــودتـر مـی شــــود . . . 

از بــــــس . . . 

خــــودم را مـی زنـــــم ، 

بـــــه نـفـهـمـــی . . . !!!

♥ یکشنبه بیست و نهم تیر 1393 ساعت 13:31 توسط sajad

دوستت دارم هایت را باور میکنم....


مثل امضای پای نامه هایت که میگفتی:


"خون" است....


اما مزه ی اب انار میداد

 

♥ دوشنبه بیست و سوم تیر 1393 ساعت 10:25 توسط sajad

از خودم دورمیشوم تا به تو نزدیکتر باشم این روز ها ....

 

 " خیال "

 

تنها راه با تو بودن است !

♥ دوشنبه بیست و سوم تیر 1393 ساعت 9:31 توسط sajad

دلم برای تو که هیچ ....

برای کسانی که تو را یادم می آورند هم تنگ شده است...!!!!

♥ چهارشنبه هجدهم تیر 1393 ساعت 22:10 توسط sajad

کاش میشد یک صبح کسی زنگ خانه هایمان را بزند وبگوید :

با دست پرآمده ام ...

با لبخند...

با قلبهایی آکنده از عشق های واقعی ....

از آن سوی دوست  داشتن ها ...

آمده ام که بمانم ...

و هرگز نروم ...!!!

♥ چهارشنبه هجدهم تیر 1393 ساعت 19:8 توسط sajad

یادمان باشد:


اگر خاطرمان تنها ماند طلب عشق ز هر بی سر و پایی نکنیم


که در این بحر دو رنگی و ریا دگر حتی طلب آب ز دریا نکنیم . . .

♥ چهارشنبه یازدهم تیر 1393 ساعت 10:11 توسط sajad

Sajjad Kheilnejad

‎Create Your Badge‎